![]() |
![]() |
|
| آنچه من می بینم... |
|
من شاعر نیستم ولی گاهی اوقات از سر شوخی با یکی از دوستای خوب قاری (آقای میثم مهدوی) یه مشاعره هایی میکنیم.
شعر زیر مال اواسط تعطیلات عیده.خوب یا بد تقدیم به شما!: روزی ز خستگی ها کردم شکایتی که در این شلوغ بازار تنهای بی کس هستم عزلت گزیده ام من زین مردم منافق از دیگران بریدم زیرا که خسته هستم نوری ز لطف ایزد روشن نمود جانم کای بنده ی عزیزم! من گفته ات شنیدم تنها نیافریدم، بی کس نه خلق کردم من خود همه کس هستم بر جمله بندگانم تنهاییت غرور است زیرا که این صفت را تنها ز من بیابی ،زیرا که واحد هستم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 18:4 توسط پیمان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خواستم اول بنویسم "فقط برای خودم" بعد دیدم اگه اینجوریه چه دردی بود که تو اینترنت مطلب بنویسم[!],به خاطر همینم می نویسم "فقط برای خودم و شما".
هرکدام از ما یه دنیای قشنگ داریم...سعی می کنم دنیای خودم رو بهتون نشون بدم نظر تک تکتون برام با اهمیته،خوشحال میشم دنیای خودتون رو بهم نشون بدید |
|
RSS
|