![]() |
![]() |
|
| آنچه من می بینم... |
|
آن شب در مسجد محل ،در وسط نماز، یادم به حسین افتاد.
سجده بعد حاج آقا دعا کرد:اللهم الرزقنا شفاعه الحسین بعد از نماز خواسم بروم که پشت تریبون گفتند:امشب زیارت عاشورا هم خوانده میشود در ابتدای زیارت مداح گفت :ان شاء الله در حرم مقدس امام حسین این زیارت را می خوانیم و من عجیب یاد حسین افتاده ام اول اسمم برای کربلا در نیامد چند روز پیش به پیشنهاد یکی از دوستان ثبت نام کردم اما میدانم که این ها هیچ کدام تضمین رفتن نیست تضمین رفتن را کس دیگر می دهد و من منتظرم شاید واقعا کربلایی شدم! پ ن:کربلا رفتن کجا و کربلایی شدن کجا! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 19:17 توسط پیمان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خواستم اول بنویسم "فقط برای خودم" بعد دیدم اگه اینجوریه چه دردی بود که تو اینترنت مطلب بنویسم[!],به خاطر همینم می نویسم "فقط برای خودم و شما".
هرکدام از ما یه دنیای قشنگ داریم...سعی می کنم دنیای خودم رو بهتون نشون بدم نظر تک تکتون برام با اهمیته،خوشحال میشم دنیای خودتون رو بهم نشون بدید |
|
RSS
|